|
افـکار پـوچ بـاشـد! ولـی از هـر حقیـقتـی بیشتـر مـرا شکنجــه مـی کـند.
|
||||
ميترسم ميترسم؛ نه از تعقيب سايه و سنگ ، نه از شبهاي بيمهتاب و زوزهي گرگ ، از آدمها... از آدمها ميترسم . از آنکه با من مينشيند و برميخيزد . از آنکه هر صبح به سلامي و لبخندي پاسخم ميگويد . از دوستنمايان ... از آنکه دوست مينمايد ميترسم . از همانانکه به قول فروغ : مرا ميبوسند و طناب دار مرا ميبافند ... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ این روزا خیلی دلم گرفته انگار از حرف خالیم فقط بگم بد جوری یکی از دوستای نزدیکم بهم خیانت کرد... امان از خنجر نارفیقان
+ به خاک سپرده شده درسه شنبه سوم اردیبهشت 1387 توسط مجـتـبـی |