تبليغاتX
زنــده بـگــور

زنــده بـگــور

افـکار پـوچ بـاشـد! ولـی از هـر حقیـقتـی بیشتـر مـرا شکنجــه مـی کـند.

HOMEPAGE

E-MAIL

BLOGSKIN

در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته می خورد و می تراشد. این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند که این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیشامدهای نادر و عجیب بشمارند. و اگرکسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک وتمسخرآمیزی تلقی بکنند. زیرا بشر هنوز چاره و داروئی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی به واسطه شراب و خواب مصنوعی به وسیله افیون و مواد مخدره است. ولی افسوس که تاثیر این گونه داروها موقت است و به جای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می افزاید. 

*          *          *  

پ ن۱: آیا روزی به اسرار این اتفاقات ماوراء طبیعی این انعکاس سایه روح که در حالت اغماء و برزخ بین خواب و بیداری جلوه می کند کسی پی خواهد برد؟

پ ن۲: هرچی دنبال شعر و مطلب گشتم دیدم هیچ چیز جز کلام هدایت به واقعیت نزدیک نیست.

پ ن۳: آه....                                                                                        

+ به خاک سپرده شده دردوشنبه هجدهم آذر 1387 توسط مجـتـبـی |