|
افـکار پـوچ بـاشـد! ولـی از هـر حقیـقتـی بیشتـر مـرا شکنجــه مـی کـند.
|
||||
"و من به بیستم آبانماه متولد شدم"
یکسال دیگر هم به سالهای خاکستری عمرم افزوده شد اما نمی توانم باور کنم امروز تولد "من" باشد...چون در روز هزاران بار می میرم و می پوسم و تجزیه میشوم..تصویری که خودم را به خاک می سپارم دائما در خاطرم تداعی میشود!!!درست باهمین دستها و انگشتان بلند حساس خودم گلوی خود را می فشارم و صورتم ورم میکند و می میرم و با همین پنجه های بی حالم زمین را میکنم و گوری به عمق بی نهایت حفر میکنم و باز هم با همین دستها خودم را به ته این چاله هل میدهم و با همین دستها به روی خودم خاک می پاشم و بعد همین دستها را به آسمان بلند می کنم و برای خودم فاتحه میخوانم و در پایان می گویم خدا مرا بیامرزد و بعد پیام تسلیتی برای خودم می فرستم و بعد بر خودم زار می زنم و می گریم و می گریم و می گریم.... پ ن۱:من یکسال بزرگتر شدم اما گویی زخمهای چرکی درد و رنج در وجودم هزاران سال بالغ تر شده اند. پ ن۲:هنوز سر حرف خودم هستم "تولدم را به من تسلیت بگوئید"
+ به خاک سپرده شده درچهارشنبه بیستم آبان 1388 توسط مجـتـبـی |